نفسهای آخر ناتو
ناکامی ناتو در اوکراین، بهطور طبیعی دوباره مبانی فکری آتلانتیسیسم را در افکار عمومی امریکا و اروپا زیر سؤال خواهد برد.

طی سالهای اخیر، آتلانتیسیسم و اصلیترین خمیرمایه آن یعنی پیوستگی راهبردی امریکا- اروپا در معرض تهدیدات ماهوی و عمیقی قرار گرفته است. حضور ترامپ در رأس معادلات سیاسی و اجرایی واشینگتن این روند را تشدید کرده است. اخیراً شاهد برگزاری دو نشست (با فاصله زمانی اندک) با یکدیگر بودیم؛ یکی نشست آلاسکا میان پوتین و ترامپ و دیگری نشست ترامپ و سران اروپایی در واشینگتن. نشست اول مصداق عینی واگرایی میان امریکا- اروپا و نشست دوم (نشست واشینگتن) نماد همگرایی اجباری میان دو سوی آتلانتیک محسوب میشد. به عبارتی گویاتر ما شاهد جمع نقیضین در معادلات امنیتی - راهبردی ناتو هستیم. اصل شکلگیری این تناقض نشاندهنده تزلزل بنیانها و ثوابتی است که پیمان ناتو در نیمه قرن بیستم حول آنها شکل گرفت.
حضور همزمان زلنسکی و سران اروپایی در اتاق بیضی شکل کاخ سفید و ملاقات چند ساعته آنها با دونالد ترامپ نمایشی از وحدت فراآتلانتیکی بود، اما در زیر پوست این اتحاد ظاهری همچنان شکافها و بیاعتمادی وجود دارد.
وضعیت کنونی در اوکراین، به وضوح نشاندهنده «بنبست استراتژیک ناتو» در معادلات جهانی است. به نظر میرسد دیگر مفهوم آتلانتیسیسم به عنوان یک ارزش استراتژیک پایدار، مورد پذیرش و احترام امریکا، کانادا، ترکیه و ۲۹ کشور اروپایی عضو پیمان ناتو نیست. بیشک، در آیندهای نزدیک، شاهد دگرگونیهای اساسی و گستردهای در ساختار داخلی این ائتلاف خواهیم بود. بروز منافع متعارض واشینگتن و اروپا بر سر جنگ اوکراین، نقطه آشکارساز این دگرگونی در ساختار داخلی پیمان آتلانتیک شمالی خواهد بود. با وجود هشدارهای برخی از اعضای ناتو مانند مجارستان و اسپانیا در جلسات محرمانه و حتی گاهی علنی سران این پیمان، ماجراجوییهای کنترلنشده امریکا و انگلیس (و حتی آلمان و فرانسه) منجر به خلق بحرانی مزمن و دامنهدار در اوکراین شد. اعضای ناتو در دوران ریاست جمهوری جو بایدن گسترش ناتو به شرق را اجتنابناپذیر دانسته و حجم عظیمی از تسلیحات خود را در اختیار ارتش اوکراین قرار دادند. هماکنون پس از حدود سه سال، اوکراین تبدیل به یک زمین سوخته شده است. برخلاف پیشبینیهای اولیه ناتو از یک درگیری احتمالی در اوکراین، این نبرد تنها به مناطقی مانند لوهانسک و دونتسک محدود نشد! این بدترین اشتباه محاسباتی ناتو در اوکراین محسوب میشد.
نکته مهم دیگر این است که ناکامی ناتو در اوکراین، بهطور طبیعی دوباره مبانی فکری آتلانتیسیسم را در افکار عمومی امریکا و اروپا زیر سؤال خواهد برد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، برخی سیاستمداران غربی بر این باور بودند که حفظ ساختار ناتو (آن هم در شرایطی که کمونیسم دیگر در معادلات جهانی جایگاهی ندارد)، به مثابه یک قمار استراتژیک بزرگ و بیسرانجام خواهد بود که هزینههایش قطعاً بر منافع آن برتری دارد. در مقابل، برخی کشورها مانند امریکا و انگلیس تأکید داشتند که حفظ ساختار ناتو با محوریت و نقشآفرینی واشینگتن، منجر به انسجام بیشتر در اردوگاه غرب و جلوگیری از احیای قدرت بازیگرانی مانند مسکو و پکن خواهد شد. این پیشفرضهای نادرست، امروز به بروز تحولاتی مانند جنگ اوکراین انجامیده است. بدون شک، بازنده اصلی این نبرد تنها زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، و غربگرایان این کشور نیستند! ناتو، چه در حوزه نظامی- امنیتی و چه در حوزه ماهوی و استراتژیک، بازنده این نبرد تمامعیار با روسیه است. نبردی که بسیاری از استراتژیستهای غربی نسبت به وقوع آن به سران مغرور پیمان آتلانتیک شمالی هشدار داده بودند.
منبع: روزنامه جوان
دیدگاه تان را بنویسید